حقوق بشر و دموکراسی: تعیین مرزهای جامعه
1. حقوق بشر و دموکراسی: تعیین مرزهای جامعه

یارنا پِتمن

دوره 14، شماره 1 ، بهار و تابستان 1398، ، صفحه 123-150

http://dx.doi.org/10.22096/hr.2019.111087.1149

چکیده
  در چارچوب نظم نوین جهانی، یک مورد وجود دارد که مسئول جهانی سازی در حقوق بشر قلمداد می ­شود، یک دادگاه که ظاهراً قضاوتهایش به گونه­ ای روزافزون توسط دادگاه ­های ملی در سراسر جهان نقل گردیده و مورد ...  بیشتر
ترویج صلح، تحقق دموکراسی «رویکرد دادگاه اروپایی حقوق بشر» نسبت به اسلام
2. ترویج صلح، تحقق دموکراسی «رویکرد دادگاه اروپایی حقوق بشر» نسبت به اسلام

ادل هیوز

دوره 11، شماره 2 ، پاییز و زمستان 1395، ، صفحه 129-154

http://dx.doi.org/10.22096/hr.2016.29854

چکیده
  بدون شک اروپای معاصر منطقه‌ای با اکثریت سکولار است که در آن سکولاریسم و توسعه تلفیق یافته اند. برای بسیاری از اروپایی‌ها دین در حوزه عمومی مرتبط با جوامع نوظهور یا محافظه کار است در حالی که از دید آنها ...  بیشتر
صلح، عدالت و دموکراسی در جوامع چندقومیتی (متکثر): دموکراسی توافقی با تأکید بر مقایسه تطبیقی کشورهای بوسنی هرزگوین و عراق
3. صلح، عدالت و دموکراسی در جوامع چندقومیتی (متکثر): دموکراسی توافقی با تأکید بر مقایسه تطبیقی کشورهای بوسنی هرزگوین و عراق

ستار عزیزی

دوره 09، شماره 1 ، بهار و تابستان 1393، ، صفحه 23-48

چکیده
  برقراری و تامین صلح، عدالت و دموکراسی در جوامع انسانی ؛ امری است که تحصیل آن به دلیل وجود شکافهای اقتصادی و اجتماعی با مشکلاتی جدی روبروست. تردیدی نیست که وجود تفاوتهای فرهنگی و قومی بر مشکلات فوق الذکر ...  بیشتر
ضد مبناگرایی، دموکراسی مشورتی و حقوق‌ بشر جهانشمول
4. ضد مبناگرایی، دموکراسی مشورتی و حقوق‌ بشر جهانشمول

فابریتسیو تریفیرو

دوره 05، شماره 1 ، بهار و تابستان 1389، ، صفحه 3-18

چکیده
  این مقاله استدلال می‌نماید که رویکردی به دموکراسی که معرفت‌شناسی ضد مبناگرایانه را با دیدگاه اخلاقی و سیاسی مشورتی ترکیب می‌نماید، ما را قادر خواهد ساخت تنش‌های فزآینده بین مطالبات عام‌گرایانه حقوق ...  بیشتر
نسبت میان عدالت، دموکراسی و صلح در جمهوری افلاطون
5. نسبت میان عدالت، دموکراسی و صلح در جمهوری افلاطون

حسن فتحی

دوره 04، شماره 2 ، پاییز و زمستان 1388، ، صفحه 3-20

چکیده
  جمهوری افلاطون بی­تردید یکی از تأثیرگذارترین نوشته­ها در تاریخ فلسفه و مخصوصاً در فلسفه سیاست است. در عین حال که تقریباً همه شاخه­های فلسفه از هستی­شناسی و معرفت­شناسی گرفته تا علم­النفس و ...  بیشتر