نوع مقاله: مقاله علمی-پژوهشی

نویسنده

استاد رهبری سازمانی، دانشکده علوم اجتماعی و صنایع، دانشگاه منونیت شرقی، ویرجینیا، ایالات متحده آمریکا

چکیده

تاسیس شورای حقوق بشر در سازمان ملل فرصتی دیگر برای ایالات متحده برای رهبری موثر در راستای اجرای حقوق بشر در سطوح بالاتر بود. این فرصت برای تغییر قابل توجه و زمانمند تغییر پارادایم با طرفداری بسیار کمی از میان رفت. امتناع آمریکا از نامزد شدن در انتخابات ریاست HRC (شورای حقوق بشر)، اگرچه ضربه فلج کننده­ای نبود، اما شورا را از نفوذ قدرتمندترین ملت جهان محروم کرد. توانایی و تمایل آمریکا برای فرار از بررسی سوابق حقوق بشر خود، یک شکست مهم نمادین برای پیشرفت حقوق بشر است. این عملکرد ناامیدکننده اخیر، خلاء رهبری را به وجود می­آورد که سایر کشورها با قدرت کمتر بعید به نظر می­رسند آن را پر کنند. در حقیقت پرسش من این است که آیا کشورها مایل هستند و یا قادر به ایجاد تغییر در جهت تحقق کامل­تر حقوق بشر جهانی هستند؟ اگر این­گونه نباشد، چه بازیگران دیگری می­توانند نقش «حرکت اصلی» را بر عهده بگیرند؟ نیروی­های بازار تجارت بازیگران بسیار مهم و پویایی در سطح جهانی و محلی هستند. مشاغل به طور کلی، در زندگی افراد عادی و در دامنه و نفوذ جهانی بسیار تاثیرگذار و قدرتمند هستند. با این حال مشاغل به دلیل ناهمگنی زیاد، مناسبات­های و ریشه­های متفاوت همیشه به نفع حقوق­بشر در سطح جهانی عمل نمی­کنند. مؤسسات اقتصادی که مستقیماً با بازارهای جهانی ارتباط برقرار می­کنند، در درجه اول نگران سیاست­های توسعه و تجارت کشورها هستند. این نهادها به برخی از کشورها فشار می­آورند تا سوابق حقوق بشری خودشان را بهبود ببخشند. با این حال، موسسات اقتصادی اصلی فعلی برای اجرای احکام خود یا تأمین بودجه خود به کشورها وابسته هستند. علاوه بر این، نفوذ آن­ها در برابر کشورهای قدرتمندتر کاهش می­یابد، و تعامل مستقیم آن­ها با جوامع محلی محدود می­شود. کمک و مشارکت جامعه تجارت بین­الملل بسیار مهم است، اما نمی­توان به عنوان عامل اصلی تغییر پارادایم در اجرای حقوق بشر به آن­ها اعتماد کرد. موسسات مذهبی به دلیل نحوه عملکردشان که شامل توضیح رفتار بد و خوب و تشریح آنچه که هست و آنچه که باید بشود،  برای تاثیرگذاری بر اجرای حقوق بشر به طور خاص گذاشته شده اند. تعداد زیاد پیروان ادیان بزرگ جهانی این امکان را به پیروان این ادیان­ها می­دهد که بر حقوق بشر جهانی تاثیر بگذارند. آن­ها همچنین دارای یک ساختار راهنما هستند که برای دستیابی به توزیع عادلانه­تر حقوق برای همه لازم است. مردم قادر به تأثیر گذاشتن بر محیط پیرامون خود هستند و ساختارهای اعتقادی مذهبی می­توانند در هماهنگی بین فعالیت­های تغییر به صورت مثبت کمک کنند. بنابراین لازم است چگونگی تاثیر مؤسسات مذهبی در دستیابی به افزایش اجرای حقوق بشر توصیف و تحلیل شوند. از موانع قابل توجه در این میان می­توان به: تعارض­های خشونت آمیز گذشته و حال بین افراد با مذاهب مختلف، ساختار اعتقادات تقابلی، عدم تحمل و افراط گرایی در درون گروه­های مذهبی، و مشکل تاثیر­گذاری بر روی یک گروه متنوع از معتقدان مذهبی برای انجام یکسان و کل نگرانه یک عمل مشخص اشاره کرد. یکی از راه­های مؤسسات مذهبی برای تغییر در اجرای بیشتر حقوق بشر، این است که به عنوان یک محدودیت اخلاقی سازمان یافته برای دولت­ها عمل کنند. در این مقاله سعی شده است حوزه­هایی که ادیان اصلی در آن مشترک هستند و می­توانند عاملی برای اقدامات مشترک حقوق بشری باشند، شناسایی شود. علاوه بر این، این تمرکز بر روشهایی است که گروه­های مذهبی برای تأثیرگذاری در دولت خود به منظور تحقق تغییر مثبت از آن­ها استفاده کرده­اند.

کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله [English]

Towards a Culture of Human Rights: World Religions and National Accountability

نویسنده [English]

  • Josh Brubaker

Professor of Organizational Leadership, School of Social Sciences and Professions , East Manonite University, Virginia, USA

چکیده [English]

The recent creation of the Human Rights Council at the United Nations constituted another opportunity for the United States to take positive leadership towards a greater level of human rights implementation.  This opportunity for significant and timely paradigm shift has passed with too little fanfare.  The US refusal to run for election to the HRC, while not a crippling blow, does deprive it of the influence of the most powerful nation in the world.  The US’ ability and willingness to evade scrutiny of its human rights record is an important symbolic setback for human rights progress.  This most recent disappointing performance leaves a leadership vacuum which other less powerful nation-states are unlikely to fill. 
Are nation-states willing to or capable of generating a shift towards more complete fulfillment of global human rights?  If not, what other actors might take a “prime mover” role?  
Market forces are hugely important and dynamic actors, both globally and locally.  Businesses considered as a whole are immensely powerful in the lives of ordinary people and in global scope and influence.  However they don’t consistently act for the benefit of human rights at a global level because of their great heterogeneity, their motives, and their origins.  Economic institutions that interact directly with global markets are primarily concerned with nation-states development and trade policies.  These bodies pressure some nation-states to improve their human rights records.  However, the current major bodies depend on nation-states to enforce their rulings or provide their funding.  Furthermore their influence is reduced vis-à-vis more powerful nation-states, and their direct interaction with local communities is limited.  The help and participation of the international business community is vital, but cannot be relied upon as the catalyst for a paradigm shift in human rights implementation.
Religious institutions are uniquely situated to influence human rights implementation because of the function they perform – describing right and wrong conduct, the way things are and the way they should be.  The sheer numbers of people in the major world religions gives them potential to influence global human rights.  Religions engage in intensely localized action which is crucial for tangible human rights work.  They also possess a guiding structure which is necessary to achieve more equitable distribution of rights for all.  People are capable of influencing their surroundings, and religious belief structures can help to synchronize their efforts for change in a positive way. 
It is therefore necessary to describe and analyze how effective religious institutions might be in achieving increased human rights implementation.  Significant hurdles include at least current and past violent conflicts between people of different faiths, clashing belief structures, intolerance and extremism within religious groups, and the problem of influencing a diverse group of believers to perform any distinct action as a whole.  Unfortunately, religions have historically generated a great deal of human suffering, as well as advances in human rights. 
One way for religious institutions to influence a shift to greater human rights implementation is in acting as an organized moral restraint for governments.  This paper will attempt to identify areas in which the major religions have commonalities which are promising for joint human rights actions.  Additionally, it will include a focus on methods which religious groups have used to influence their governments for the purpose of bringing about positive change.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Culture
  • human rights
  • Religion
  • National Accountability
CAPTCHA Image